السيد عبد الكريم بن طاووس ( مترجم : مجلسي )
64
فرحة الغري ( فارسي )
هشام بن الكلبى گويد كه پدرم گفت ، كه از آن روز كه آن ملعون اين سخن را گفت خداوند عالميان حسن و ملاحت را از ايشان سلب كرد . مصنّف گويد كه معاوية بن ابى سفيان - عليه اللَّعنة - علىّ بن ابى طالب ( ع ) را سب مىكرد و تفحّص اصحاب آن حضرت مىكرد مثل ميثم تمّار را و عمرو بن الحمق را و جويرية بن مسهر را و رشيد هجرى را كه ايشان از خواصّ آن حضرت بودند و در قنوت نماز سبّ آن حضرت مىكرد . خبر داد مرا عادل ثقه ، محمّد بن محمّد بن علىّ بن ذباب واعظ ، به اسناد خود از نصر بن مزاحم كه او نقل كرده است در كتابى كه در كيفيّت جنگ صفّين نوشته كه معاويه - عليه اللَّعنة - در قنوت نماز ، لعن حضرت امير المؤمنين و عبد الله بن عبّاس و قيس بن سعد و حضرت امام حسن و امام حسين مىكرد و هيچ كس انكار اين نكرد زيرا كه مؤمنان مىترسيدند و منافقان را خوش مىآمد . و خالد بن عبد الله بن يزيد - عليه اللَّعنة - بر منبر امر مىكرد مردمان را به لعن علىّ بن ابى طالب و مىگفت كه او لصّ پسر لصّ است ، يعنى دزد پسر دزد است ، و لص را به ضمّ لام مىخواند و به حسب لغت ، بكسر لام مىبايد . اعرابى برخاست و گفت : نمىدانم از كداميك تعجّب كنم : از لعن كردن تو على را يا از ربط تو به عربيّت ؟ ! كراچكى در كتاب تعجب آورده است كه مسجدى هست در مصر آن را مسجد ذكر مىنامند ؛ در موضعى واقع است كه آن موضع را سوق وردان مىگويند ؛ و از اين جهت مسجد ذكرش مىگويند كه خطيبى از ايشان در روز جمعه فراموش كرد كه بر منبر لعن على بن ابى طالب ( ع ) بكند و چون به اين موضع مسجد رسيد به خاطرش آمد ؛ در همين موضع ايستاد و سبّ على كرد به قضاى آنچه فراموش كرده بود . پس در اين موضع عمارت كردند و به اين اسم مسمّى گردانيدند ؛ و گفته است كه من بعضى از سالها بر اين موضع گذشتم ، ديدم كه چراغ بسيارى در آن مسجد افروختهاند و بخور بسيارى سوختهاند و گفتند كه از خاك اين موضع برمىدارند و از آن طلب شفا مىكنند . بعد از آن عمارتش را تجديد كردند و تعظيمش را زياده كردند و تا حال روز جمعه را يوم السّبّة